ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
184
تاريخ گيلان ( فارسى )
بازيافت نموده ، داخل جمع خود نكرده است . اين سخن در مزاج شاه عباس جايگير شده ، بواسطهء تحقيق اين مدعا ، بهزاد بيك نايب و گماشتهء ميرزاى عالميان را از لاهجان ، به مازندران بهشت نشان روانه فرمود . و به تاريخ دوازدهم شهر جمادى الثانى ، قوى ئيل ، حسب الحكم ، بهزاد بيك به اتفاق سپهسالاران و متعينان گيلانات ، روانهء مازندران شدند و در خطهء فرحآباد رسيده ، مبلغ پانصد تومان پيشكش نموده ، پابوسى نمودند . سپهسالاران و اعيان نيز پيشكشها كشيده ، نوازشات حاصل نمودند . و چون خبر طلبيدن بهزاد بيك و حكايت تفاوت تسعير برنج لاهجان و سخنان ارباب غرض و معاندان مسموع ميرزاى عالميان گرديد ، از عالم نخوت و غرور ، بلا تأمل و انديشهء عاقبت امور ، از مشهد مقدس سوار شده و در عرض شش روز خود را به فرحآباد كه در آن زمان به « طاحان » موسوم بود ، رسانيده ، بعد از ادراك كورنش و تسليم ، مخصوص گرديد . و بعد از دريافت خدمت و تفقدات و توجهات پادشاهانه ، شاه عباس حقيقت هجده هزار تومان تفاوت تسعير برنج لاهجان را استفسار مىكند . ميرزاى مزبور از پريشانى رعاياى لاهجان حرفها زده و از بازيافت آن انكار بليغ نموده ، عرض مىكند كه ولايت بيهپيش را تيولداران و تحصيلداران خراب كرده بودند و حالا كه شاه ولايت بيهپيش را خاصه كرده ، به بنده سپرده است ، مىخواهم كه به عون مكارم الهى و توجه نواب شاهى ، دربارهء آبادانى ولايت مذكوره كوشيده ، دعاى خير جهت پادشاه حاصل نمايم . و بعد از آن ، از راه غفلت و غرور ، مذكور مىسازد كه پادشاه شنيده كه « الملك يبقى مع الكفر و لا يبقى مع الظلم » شاه عباس از استماع اين حديث كه دلالت به ظلم او مىكرد ، آزرده خاطر گشته ، جواب مىفرمايد كه ميرزا ! راه دور طى كردهاى ، مخبط شدهاى ،